تبلیغات
وبلاگ رسمی تکیه جانباز کربلا "بیرجند" - تخریب قبر حجر بن عدی (علیه السلام)

علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
به بهانه تخریب قبر متبرک حضرت حجر بن عدی (علیه السلام) توسط عده ای حرامزاده ی وهابی، گزارشی از زندگینامه حضرت حجر بن عدی (علیه السلام) برای شما عزیزان آماده کرده ایم. متن گزارش به همراه تصاویر را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.

خبر رسیده است كه تروریست‌ها روز گذشته با هتك حرمت و نبش قبر حجربن عدی پیكر مطهر ایشان را ربوده و به مكانی نامعلوم بردند. به همین بهانه شرح مختصری از زندگی این مرد خدا را مرور می‌كنیم.

به راستى قلم در برابر عظمت و وفاى حجر، عاجز و نا توان است. او كسى نبود كه بزرگی‌ها و فداكاری‌هاى او را بتوان به آسانى ترسیم كرد، مرد وفا بود، شب زنده‌دار و روزه‌دار بود. او یك مسلمانان راستین بود. از دوران جوانى، دلاورى و شجاعت با سرشت او در هم آمیخته شده و خون حماسه و پیكار در رگ‌هاى او جارى بود.

او در نوجوانى همراه برادرش «هانى بن عدى» به حضور پیامبر اسلام(ص) شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر(ص) چیزى درك نكرد و پس از زمان اندكى كه از مسلمانى او مى‌گذشت پیامبر از دنیا رفت و در جنگ‌هاى زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمی‌خورد.

او در عین رزمجوئى، مرد تقوى و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را حجرالخیر مى‌نامیدند، در برابر حجر شر كه از یاران معاویه بود. او نسبت به مادرش همواره نیكى مى‌كرد و نماز و روزه فراوان انجام می‌داد. او هرگز بى‌وضو نمی‌ماند و هر وقت وضو مى‌گرفت، نماز می‌خواند. دعاى او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت مى‌رسید.

او نسبت به مادرش همواره نیكى مى‌كرد و نماز و روزه فراوان انجام می‌داد. او هرگز بى وضو نمی‌ماند و هر وقت وضو مى‌گرفت، نماز می‌خواند. دعاى او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت مى‌رسید

حجر مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق می‌ورزید، او هنگام مرگ ابوذر در ربذه همراه اشتر بر بالینى او حاضر شد، آرى مردان خدا از همرزمان خود چنین یاد مى‌كنند! حجر شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگى و پیرو راستین اسلام بود و همه این‌ها را در وجود على(ع) مى‌دید.

حجر در زمان حضرت علی(ع) و در میان یاران حضرت على(ع) نمونه بود. او در مدت خلافت امیرمؤمنان(ع) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در ركاب آنحضرت شمشیر مى‌زد.

او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیرمؤمنان(ع) چنین اعلام كرد: ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى‌دانیم جنگ را از كجا باید شروع كرد و چگونه از آن بهره‌بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیك، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده‌اى هستیم اینك اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در ركاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى‌كنیم. امیرمؤمنان(ع) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا كرد. یكى از افتخارات وى مقابله با ضحاك یكى از فرماندهان نامدار شام بود كه در این نبرد پیروز شد.

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی(ع) فرمانده قبیله كنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ لشگر امام را برعهده داشت.

هنگامى كه نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو ركعت نماز بخواند، او موافقت كرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد، پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته‌ام، دو ركعت نماز خوانده‌ام و هرگز نمازى به این كوتاهى نخوانده‌ام و براى اینكه خیال نكنید من از مرگ می‌ترسم به این كوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نكنید و خون پیكرم را نشوئید زیرا مى‌خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم!

بعد از شهادت حضرت على(ع) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن(ع) حاكمان شهرها به دستور معاویه شروع به شكنجه و آزار شیعیان حضرت على(ع) كردند، یكى از این حاكمان مغیره بود كه چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى‌كرد و می‌گفت، نمى‌خواهم بهترین مردان شهر را بكشم تا آنان در پیشگاه خدا سعادتمند شوند و من بدبخت و تبهكار! او اضافه كرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى‌رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى‌شود.

پس از شهادت امام مجتبی(ع) رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین(ع)، دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان كوفه می‌كردند و بعضی از چهره‌های سرشناس شیعه را به بهانه‌های پوچ و بی‌اساس به قتل می‌رساندند. یكی از آنان حجربن عدی كندی بود.

حجر بن عدى فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من به خاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاكان، و شیر مرد پاكیزه خوئى است كه او را كافرى پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهكارى مفسد و سنگدل كشت. لعنت خدا بر كسى باد كه از شما خاندان دورى كند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است.

چشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان(ع) به سوى حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: «چگونه خواهى بود هنگامى كه تو را به تبرى از من فرا خوانند و چه خواهى گفت در آن حال كه از تو بخواهند پیوند دوستى‌ات را از من بگسلى؟» حجر پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره كنند و اگر خرمنى از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول مى كند ولى تبرى از تو را، نه! حضرت على(ع) شهادت حجر و یارانش را پیشگوئى كرد و فرمود: اهل كوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء كشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود.

در سال 50 هجرى دست مرگ طومار عمر مغیره بن شعبه را در هم نوردید و معاویه، زیاد بن ابیه، برادرخوانده بدنام و سفاك خود را كه حكمران بصره بود به حكمرانى كوفه نیز منصوب نمود. اما با چنان اعتراض سختى و مبارزه بى امانى از جانب جهر مواجه شد كه بر فراز منبر رفت و چنین گفت اگر نتوانم این قریه ناچیز (یعنى كوفه) را از شر تحریكات حجر حفظ كنم مرد نیستم! من بلائى بر سر حجر بیاورم كه براى آیندگان عبرت باشد!

اما مغیره با سرسختى حجر و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاش‌هاى فراوان از دستگیرى وى ناامید شد اما با بى‌وفائى و خیانت كوفیان چندى بعد حجر مجبور شد در عوض دادن امان‌نامه از ظرف زیاد خود را تسلیم كند چون هم‌رزمان حجر بازداشت و سركوب شدند، زیاد براى اینكه معاویه را به كشتن حجر وا دارد شروع به جمع آورى شهادت‌هاى دروغ و طومارى بى‌اساس بر ضد حجر و هم‌رزمانش كرد. و سرانجام حجر و یازده تن از یارانش را به شام حركت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر آزاد و باقى به مرگ محكوم شدند.

هنگامى كه نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو ركعت نماز بخواند، او موافقت كرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد، پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته‌ام، دو ركعت نماز خوانده‌ام و هرگز نمازى به این كوتاهى نخوانده‌ام و براى اینكه خیال نكنید من از مرگ می‌ترسم به این كوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نكنید و خون پیكرم را نشوئید زیرا مى‌خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم!

خبر شهادت جانگداز حجر دلیر و همرزمانش بازتاب وسیع داشت. من جمله اعتراض شدید امام حسین(ع) به معاویه بود.

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، معاویه برای این كه عمل خود را توجیه كند، گفت: در آن زمان هیچ مرد عاقل و كاردانی نزد من نبود تا مرا از این كار باز دارد.

تصاویر این فاجعه بزرگ

این هم تصویر حرامزاده ای که اقدام به تخریب قبر کرده است. لعنت خدا بر او باد.

ضریح مطهر حضرت حجر بن عدی (علیه السلام) قبل از تخریب



تاریخ : شنبه 14 اردیبهشت 1392 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : خادم العباس(علیه السلام)